قهرمان ميرزا عين السلطنه
1608
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چاى سردار معظم نصر السلطنه حاكم گيلان ، سالار مكرم حاكم قزوين ، نواب و الا موثق الدوله خوانسالار جمع شده با دستخطها و تلگرافات عديده حضرت و الا را مراجعت به طهران مىدهند . قهر حضرت و الا از جهت بيكارى و قلت مؤونه بوده . لدى الورود اعليحضرت پنجاه هزار تومان قرض شاهزاده را التفات مىفرمايند . تبعيد قوام الدوله و امين الدوله ديگرى تبعيد مجدد قوام الدوله و پسرهايش بهسمت فرنگستان ، همينطور جناب مستطاب امين الدوله و پسرش معين الملك به فرنگستان [ است ] . امين الدوله از ايام معزولى تاكنون در رشت ملكى خودش اقامت داشت . معين الملك بعد از دو سال ، احضار طهران و رئيس پستخانه شد . بعد كه پستخانه جزو ادارهء گمرك شد بيكار بود . اين ايام از طهران خارجش كردند . خانم فخر الدوله عيالش صبيهء مرضيهء اعليحضرت شهريارى از بطن حضرت عليا است . او هم متابعت شوهر خود را كرده به همراهى او از طهران بيرون آمد . در قزوين تلگراف به حاكم رسيده بود كه نگاه دارند تا وثوق حرم از خواجهسرايان مخصوص برسد . هشت روز مانده بود . آنچه كرده بودند نرود ممكن نشده بود و جواب داده بود اگر معين الملك مقصر است بايد برود من هم زن او [ هستم ] و مقصرترم . امكان ندارد مراجعت كنم . زياد اصرار كنيد سر بىچادر ، پاى برهنه ميان كوچه و بازار قزوين مىروم . حتى آنچه اصرار كرده بودند از مهمانخانه به عمارت حكومتى برود نرفته بود . آخر الامر وثوق حرم هم به همراهى آنها بهسمت رشت رفت . ديگر معلوم نيست چه كردند . تاكنون كه مراجعت نكرده است . از استبداد رأى و مردانگى اين شاهزاده خانم خيلى تمجيد و تعريف مىكردند . معلوم مىشود محبس ديگر و قلعهء اردبيل ثانى ما فرنگستان شده است . حاجب الدوله را هم مىگفتند معزول شده يا خواهد شد . عزل حاجب الدوله مجد الاسلام و سيف الاسلام و جمعى ديگر هم ديدن آمدند . كمكم زياد مىشدند كه وداع كرده برخاستم . بارها را امروز جدا كرده آنچه مىبايست الموت برود چوبين در بردند . مابقى با كالسكهها و مؤتمن ديوان ، مستشار الممالك ، وثوق الممالك ، ميرزا ضياء ، اعظام الممالك طهران مىروند . حسين هم با بارهاى من مىرود .